X
تبلیغات
علم اقتصاد , اقتصاد ایران , اقتصادی , اقتصادی سایت , بازار بورس تهران, بازار بورس , تالار بورس, آموزش بورس, بورس ایران, بورس اوراق بهادار , بورس تهران , سازمان بورس , بورس اوراق بهادار تهران, روزنامه اقتصاد , اخبار اقتصاد, بحث اقتصاد
مطالب اقتصادی
مقاله اقتصادی , اخبار اقتصادی , آمار اقتصادی
طراحی وب سایت

 
تاريخ : پنجشنبه هجدهم خرداد 1391

علم اقتصاد , اقتصاد ایران , اقتصادی , اقتصادی سایت , بازار بورس تهران, بازار بورس , تالار بورس, آموزش بورس, بورس ایران, بورس اوراق بهادار , بورس تهران , سازمان بورس , بورس اوراق بهادار تهران, روزنامه اقتصاد , اخبار اقتصاد, بحث اقتصاد


برچسب‌ها: علم اقتصاد, اقتصاد ایران, اقتصادی, اقتصادی سایت, بازار بورس تهران, بازار بورس, تالار بورس, آموزش بورس, بورس ایران, بورس اوراق بهادار, بورس تهران, سازمان بورس, بورس اوراق بهادار تهران, روزنامه

ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391

رخلاف دیدگاهی که در ایران غالب است، مکاتب گوناگون اقتصادی درباره علت اصلی تورم اختلاف نظر دارند و به همین دلیل سیاست های متفاوتی را برای مقابله با آن پیشنهاد می کنند.

 

در آنچه می خوانید من بخش هایی از کتاب «تیوری کلان مابعد کینزیون» نوشته پروفسور پاول دیویدسون، 1994، صفحات 151 - 146 را با ترجمه آزاد ارایه می دهم.

● دیدگاه پول باوران

این دیدگاه به طور عمده براساس پژوهش های میلتون فریدمن استوار است که معتقد بود «تورم همیشه و همه جا یک پدیده پولی است». اساس این ادعا هم این معادله مبادله است که؛ MV=PY

در این معادله M عرضه پول، Y هم تولید ناخالص داخلی، P هم معیاری از قیمت کالاها وخدمات در اقتصاد و V هم سرعت گردش پول است.

از دیدگاه پول باوران تورم وقتی و تنها وقتی اتفاق می افتد که نرخ رشد عرضه پول از نرخ رشد اقتصاد بیشتر باشد. البته این دیدگاه بر این باور است که سرعت گردش پول نه فقط مستقل از این رابطه تعیین می شود بلکه در کوتاه مدت نیز باثبات است. تولید ناخالص داخلی نیز اگر در سطح اشتغال کامل نباشد به آن سو تمایل دارد و ثابت فرض می شود. در نتیجه هرگونه افزایشی که در عرضه پول اتفاق بیفتد موجب می شود سطح قیمت ها افزایش یابد. سیاست پیشنهادی برای کنترل تورم نیز کنترل عرضه پول- یا نقدینگی- در اقتصاد است.

● کینزباوران نیوکلاسیک

نظام اولیه کینزی یعنی منحنی های IS-LM هیچ رابطه یی برای تعیین قیمت نداشت. مبادلات اولیه کینزی بر این پیش گزاره استوار بود که میزان پولی مزد ثابت است و تغییرات قیمت نیز در سطوح قبل از اشتغال کامل به خاطر بازده نزولی صورت می گیرد. نظر به اینکه در اقتصادهای صنعتی، مقوله بازده نزولی چندان مهم نیست، می توان به اشاره گذشت که مدل اقتصادی کینزی قدیمی به واقع مدل های فاقد تورم است. یعنی تا سطح اشتغال کامل به خاطر پیش گزاره یی که شکل عرضه کل را مشخص می کند، با افزایش قیمت ها روبه رو نخواهیم بود. وقتی اقتصاد به اشتغال کامل می رسد، هرگونه افزایشی در تقاضای کل، موجب افزایش قیمت ها خواهد شد.

در سال 1958 شواهد آماری نادرستی این دیدگاه غیرهوشمندانه کینزی اولیه را اثبات کرد. در آن سال قیمت های مصرف کننده 7/2 درصد افزایش یافت و میزان بیکاری نیز از 3/4 درصد به 8/6 درصد ثابت افزایش یافت. ماهیت غیرعادی این رکود اقتصادی با رکودهای دیگر اقتصادی پس از جنگ دوم جهانی، برای نمونه سال های 1954-1949 که در طول این دوره همراه با کاهش میزان بیکاری، سطح قیمت ها یا ثابت ماند یا اندکی کاهش یافت. تجربه سال 1958 موجب شد کینزگرایان نیوکلاسیک به دنبال توضیحات تازه یی باشند که چه شده است که با وجود افزایش بیکاری، سطح قیمت ها نیز افزایش یافته است. از خوش شانسی شان در همین سال فیلیپس مقاله معروفش را منتشر کرد که نشان داد بین نرخ تغییر در میزان پولی مزد و میزان بیکاری یک رابطه معکوس وجود دارد. از آنجایی که تغییر در بیکاری به تغییر در سطح تولید ناخالص داخلی ربط پیدا می کند و تغییر در میزان پولی مزد هم می تواند به تورم مربوط باشد، پژوهش فیلیپس یک توضیح «رضایت بخشی» از تورم ارایه کرد. در سال 1960 کینزگرایان نیوکلاسیک سامویلسون و سولو در بررسی شان شواهد بیشتری در تایید رابطه فیلیپس منتشر کردند. سال 1970 برای این گروه از کینزگرایان سال بدی بود چون آمارهای موجود خبر از پیدایش منحنی فیلیپس با شیب مثبت می داد یعنی به جای اینکه تورم و بیکاری درجهت متفاوت تغییر کنند، بیکاری بیشتر با تورم بیشتر همزمان شد. کینزگرایان اعلام کردند معادله فیلیپس دیگر ضمانت اجرایی ندارد و ناتوان از توضیح تورم افزاینده، دیدگاه این گروه از کینزگرایان بی اعتبار شد.

گفتن دارد که زمینه بی اعتبار شدن این نظریه با پژوهش های میلتون فریدمن پایه گذاری شده بود. به عقیده فریدمن همین که کارگران به این باور برسند که احتمال دارد در آینده تورم افزایش یابد، این انتظار تورمی در تقاضایشان برای افزایش مزد منعکس می شود. به عقیده فریدمن منحنی درازمدت فیلیپس به واقع در سطح نرخ بیکاری طبیعی، یک خط عمودی است و اگر سیاست پردازان بخواهند براساس منحنی کوتاه مدت فیلیپس بیکاری را با تورم تاخت بزنند، نتیجه اش بیشتر شدن انتظارات تورمی شده و سطح بالاتری از بیکاری را ضروری می سازد تا بتوان جلوی تقاضای کارگران برای افزایش مساله ساز مزد پولی را گرفت. با رابطه مثبتی که بین بیکاری و تورم در سال های 1970 به دست آمد، پیش گزاره فریدمن درباره نرخ طبیعی بیکاری اثبات شد و به عوض منحنی فیلیپس به صورتی که مورد بهره برداری کینزگرایان نیوکلاسیک قرار می گرفت از حیز انتفاع افتاد.

● دیدگاه مابعد کینزیون

مابعد کینزیون شکلی از ادعای اساسی فریدمن که تورم پدیده یی پولی است را می پذیرند. به عقیده مابعد کینزیون تورم فقط در اقتصادی اتفاق می افتد که در آن از پول و قراردادهای پولی برای ساماندهی تولید و مبادله استفاده می شود. در نتیجه، تورم همیشه نتیجه کوشش برای تغییر در توزیع درآمدهای پولی موجود در یک کشور یا درمیان مناطق مختلف و حتی در سطح بین المللی است. به سخن دیگر، تورم نشانه مبارزه بر سر توزیع درآمدهاست. در1970 واینتراب یک سیاست زیرکانه ضدتورمی هم تدوین کرد که به اختصار آن راTIP یا یک سیاست درآمدی براساس مالیات نامید. منبع؛وبلاگ نیاک

احمد سیف

روزنامه اعتماد


برچسب‌ها: اقتصاد تورمی, تورم, اقتصاد پولی

ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم تیر 1391

 

چین از کشورهای جنوب شرق آسیا است که از اواسط دهه 1970 میلادی ، سیاست آزاد سازی اقتصاد را در پیش گرفت و از شرایط بسته اقتصادهای سوسیالیستی به تدریج فاصله گرفت . این کشور طی دو دهه گذشته تلاشهای بسیاری را در راستای اصلاح ساختار اقتصادی و آزاد سازی اقتصاد کشور به عمل آورد و بسیاری از موانع تجارت خارجی و جذب سرمایه گذاری خارجی را از سر راه برداشت و در همین حال تقاضای عضویت در موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت ( گات) و سپس در سازمان جهانی تجارت ( WTO ) را دنبال کرد .

 

این پرسش مطرح است که چگونه عضویت چین به سازمان تجارت جهانی بر ساختار تجاری این کشور تاثیر خواهد گذاشت ؟ برحسب کالاها ، افزایش واردات از طریق کاهش تعرفه ها در مورد محصولات کشاورزی اجتناب ناپذیر به نظر می رسید ، زیرا قیمت کالاهای داخلی تقریبا از سطوح بین المللی فراتر رفته است .

 

اما از انجا که ملاحظات تبعیضی در مورد واردات محصولات صنعتی کاربر همچون منسوجات و پوشاک که از سوی برخی کشورها اعمال می شود ، با عضویت چین در سازمان تجارت جهانی کاهش می یابد ، انتظار می رود که صادرات این کشور افزایش یابد . شرکتهایی که به گمان ما از عضویت در سازمان جهانی تجارت نفع می برند ، همان شرکت هایی با سرمایه گذاری خارجی هستند.

 

از سوی دیگر بهبود فضای سرمایه گذاری داخلی چین که ناشی از عضویت آن در سازمان جهانی تجارت است ، به افزایش سرمایه گذاری مستقیم خارجی در این کشور منجر خواهد شد . از این رو انتظار می رود صادرات و واردات شرکتهایی با سرمایه گذاری خارجی افزایش یابد و همین امر موجب می شود که شرکتهایی با سرمایه گذاری خارجی و شرکتهایی تحت مالکیت بخش خصوصی ، جایگزین شرکتهای دولتی در تجارت خارجی به عنوان بازیگران اصلی شوند . در عین حال ، شرکتهای دولتی باید از افزایش واردات کالاهای سرمایه ای نفع ببرند که این امر همراه اصلاحات بیشتر و تعدیلات ساختاری ضروری خواهد بود .

 

اما در مورد شکلهای تجارت باید گفت : تجارت محصولات فرآوری شده که همواره نقش یرجسته ای را در صادرات چین ایفا کرده ، برخی از حالتهای ترجیحی خود را با کاهش میانگین نرخهای تعرفه از دست خواهد داد . تا زمانی که چین همچنان صدور کالاهای کاربر خود به شکل انبوه با حفظ مزیت آن بر حسب هزینه های دستمزد را ادامه دهد ، این کشور باید بتواند موقعیت خود را در عالم تجارت حفظ کند .

 

چنانچه افزایش سریع واردات موجب آن شود که تراز تجاری چین با کسری مواجه شود یا اگر واردات بیش از حد کالاهای خارجی ارزان قیمت به داخل کشور، موجب تشدید سیاستهای اقتصاد کلان شود ، درآن صورت دولت چین برای بهبود بخشیدن به تراز تجاری و وضعیت اقتصاد کلان از طریق کاهش ارزش پول ملی ، تردید کمی به خود راه خواهد داد .

 

ذکر این امر اهمیت دارد که چین تقریبا به مدت 2 دهه تمایل خود را برای عضویت سازمان جهانی تجارت را پنهان ساخته است . برای دستیابی به این هدف چین به آزاد سازی تجاری از طریق برنامه های مختلف همچون کاهش نرخهای تعرفه و لغو موانع غیر تعرفه ای مبادرت ورزید . با این وصف ، این باور وجود دارد که آثار منفی عضویت چین در سازمان تجارت جهانی بتدریج کاهش یابد. برای چین که با شرایط رکود تورمی در اقتصاد مواج است ، امتیازات ناشی از عضویت در این سازمان به مراتب بیش از آثار منفی آن در کوتاه مدت است . اما وضع اقتصادی چین در بلند مدت نه تنها از طریق افزایش سرمایه گذاری مستقیم خارجی در صنایع مرتبط با خدمات همچون بانکداری ، بیمه و صنایع کارخانه ای بهبود می یابد ، بلکه باید از این عضویت به عنوان یک فشار خارجی برای برانگیختن یا تشویق اصطلاحات کند شرکتهای دولتی ، بهره جست .

 

 

 

منبع : نشریه بررسی بازرگانی


برچسب‌ها: اقتصاد چین, مقاله اقتصاد چین

ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391

چرا اقتصاد رسانه‌ مهم است؟  اهمیت اقتصاد رسانه‌ها در این است که امروزه رسانه‌ها جزو جدانشدنی از جامعه مدرن هستند. زمانی که یک جامعه مدرن تعریف می‌شود، این موضوع به ارتباطات بستگی دارد، اما تقریبا دو شاخص رفاه و امر سرمایه‌گذاری در کنار هم در یک جامعه مدرن وجود دارند. در واقع رفاهی برای مردم جامعه در نظر گرفته می‌شود که این رفاه از طریق سرمایه‌گذاری به دست می‌آید.

با کنار هم قرار دادن این دو موضوع، مردمی که در یک جامعه باهم زندگی می‌کنند و نیاز به سرمایه‌گذاری و مصرف دارند نیازمند اطلاعات هستند. به همین دلیل رسانه‌ها جزو جدانشدنی جامعه مدرن هستند. به این دلیل است که ساکنان جامعه مدرن نیازمند اطلاعات هستند و این تبادل اطلاعات سبب گردش چرخ اقتصادی کشور می‌شود.

به عنوان مثال، اگر فردی خواهان خرید اتومبیل است، برای همین امر، اطلاعاتی مورد نیاز است. تامین انواع مختلف ماشین چگونه باید انتخاب شود؟ کدام را باید انتخاب کرد؟ این اطلاعات از طریق رسانه‌ها به دست می‌آید. من در مورد ایران آگاهی ندارم ولی در سایر کشورها، شعبه دیگری از ارتباطات رشد کرده است که آن روابط عمومی است.

  • شعبه‌ای که خود اطلاع‌رسانی می‌کند. در واقع مدیر یک کارخانه اتومبیل وقتی می‌خواهد با مردم صحبت کند باید از طریق رسانه‌ها با مردم ارتباط برقرار کند.
  • کلمه سود در فرهنگ ما کلمه‌ای منفی است. در صورتی که در جامعه‌ای مدرن، سود کلمه‌ای مثبت است و این خود آغاز چالش است. در جوامع سنتی، سود بردن به معنای استثمار کردن دیگران است، ولی در جوامع سرمایه‌داری مانند آمریکا شاخص موفقیت سود است.
  • نیویورک تایمز روزنامه‌ای قدیمی است و عمر آن به۱۶۰-۱۵۰ سال پیش باز می‌گردد. این روزنامه در مبدا پیدایش خود، شامل تغییرات و تحولاتی بوده است و امروزه به جایی رسیده که به سخنگوی جامعه آمریکا در خارج از آمریکا مبدل شده است، یعنی سران سایر کشورها زمانی که می‌خواهند در مورد سیاست‌های آمریکا، اطلاعاتی به دست آورند این روزنامه را مطالعه می‌کنند. اما اگر مسائل اقتصادی آمریکا مطرح باشد روزنامه وال‌‌استریت ژورنال را مطالعه می‌کنند.
  • وال استریت ژورنال حدود ۵/۲ میلیون نسخه تیراژ و روزنامه نیویورک تایمز ۵/۱ میلیون نسخه تیراژ دارد. روزنامه USA today که روزنامه‌ای عمومی است و طرفدار زیادی به علت خصلت‌های چاپی دارد با تیراژ بالای ۵/۲ میلیون مقام اول را دارد.
  • تمامی روزنامه‌های معتبر و پر تیراژ آمریکا متعلق به صاحبان سهام هستند.   بسیاری از روزنامه‌ها برای اینکه کنترل اداره روزنامه را از دست ندهند آن را ۵۱-۴۹ می‌کنند یعنی ۴۹ درصد ارزش آن وارد بازار سهام شده و ۵۱ درصد متعلق به افرادی است که آن را اداره می‌کنند.

مدیریت رسانه

  • امروزه روزنامه‌ها از لحاظ مدیریت مشارکتی هستند که این مورد به بحث اقتصاد رسانه و Jounalism management اشاره دارد.
  • معمولا این شرکت‌ها سعی دارند که از نظر اداری، قسمت خبر را از تبلیغ جدا کنند. روزنامه‌ها در کل دارای سه قسمت، خبر، تبلیغ و بازاریابی، فنی و مدیریت هستند. همه روزنامه‌ها دارای این الگو هستند و از این طریق کار خود را دنبال می‌کنند و به صورت مجزا عمل می‌کنند یعنی در کار یکدیگر دخالت نمی‌کنند.
  • در آمریکا اگر روزنامه‌ای قرار باشد صبح در ۱۲ صفحه چاپ شود، اول قسمت تبلیغات تصمیم می‌گیرد چند صفحه را در اختیار آگهی‌ها قرار دهد و آنچه که باقی ماند تحت عنوان سوراخ خبر (News hole) است که این سوراخ را قسمت خبری باید پر کند. سپس سردبیر روزنامه Editor-in-chief با Managing Editor تصمیم می‌گیرند که چگونه صفحات باقی‌مانده را پر کنند. نکته مورد توجه این است که تا یک‌سال گذشته هیچ روزنامه‌ای در آمریکا در صفحه اول خود تبلیغات نداشت.
  • ولی از سال گذشته این روند تغییر کرده است از جمله روزنامه‌هایی که مبادرت به این کار کردند نیویورک دیلی‌نیوز بود. آنها تبلیغی برای بازی‌های ورزشی در صفحه اول خود قرار دادند. وال‌استریت نیز بعدا این پدیده را تقلید کرد. البته زمانی که تبلیغات در صفحه اول قرار می‌گیرد، قیمت آن نیز به مراتب بالاتر است. من این مورد را با روزنامه‌های اطلاعات و کیهان مقایسه کردم که نصف صفحه اول آنها به تبلیغات اختصاص دارد.
  • بنابراین پدیده روزنامه‌نگاری باید با این دو جبهه مبارزه کند و مبارزه آن هم، مبارزه مالی است. زیرا وقتی منابع خبر از سایر موارد تامین می‌شوند به دنبال این روزنامه‌ها نمی‌روند و در نتیجه اینها نمی‌توانند سازمان آگهی‌ها را متقاعد کنند تا از آنها صفحه تبلیغی خریداری کنند. روزنامه‌های آمریکا ممکن است که در شهرهای کوچک یا بزرگ باشند، اما از لحاظ مدیریت به یک شکل اداره می‌شوند.


برچسب‌ها: اقتصاد رسانه‌, اقتصاد رسانه‌ تی

ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391

امروزه علم اقتصاد با گسترش و رشد قابل توجه به صورت یک موضوع ریاضی تبدیل شده‌است. ریاضیات موجود در نوشته‌های اقتصادی ۵۰ سال گذشته که به عنوان ریاضیات پیش رفته تلقی شده بودند، اکنون از آن به عنوان زبان معمولی تشریح مباحث اقتصادی یاد می‌شود. ریاضیات در تمام شاخه‌های مختلف علم اقتصاد و سایر علوم اجتماعی نقش مهمی را ایفا می‌کند. امروزه کمتر اقتصاددانی وجود دارد که بتواند خود را از کاربرد ریاضیات در تشریح مباحث و مسائل اقتصادی و به خصوص موضوعات نظری اقتصاد که در حقیقت پایهٔ بررسی‌های تجربی اقتصاد سنجی در این رشته را تشکیل می‌دهند، بی نیاز بداند. بنابراین اقتصاد ریاضی را نمی‌توان مانند اقتصاد بخش عمومی ویا اقتصاد بین‌الملل به عنوان شاخهٔ مستقلی از علم اقتصاد تلقی نمود. بلکه باید آن را به عنوان ابزاری برای تحلیل مسائل و پدیده‌های اقتصادی به شمار آورد.

اهمیت اقتصاد ریاضی

از دیرباز، دانش ریاضیات امکانات مناسبی را به منظور ارائهٔ تحلیل‌های دقیق، توصیف روابط بین پدیده‌ها و نیز کاهش خطای پیش بینی در اختیار علوم مختلف قرار داده‌است. ماهیت کمی بیش تر متغیرهای اقتصادی در کنار عواملی مانند لزوم برنامه ریزی و… سبب توسعهٔ کاربرد ریاضیات در اقتصاد گردیده‌است. ساده سازی و رعایت ایجاز و اختصار در ارائهٔ نظریه‌های اقتصادی و به خصوص دقت بالای این ابزار موجب شده‌است که اقتصاددانان از ریاضیات به عنوان ابزاری به منظور ارائهٔ نظریه‌هایشان استفاده نمایند. بنابراین اقتصاد ریاضی، مانند اقتصادسنجی شاخه‌ای مستقل در دانش اقتصاد مانند اقتصاد خرد یا اقتصاد کلان محسوب نمی‌شود بلکه اقتصاد ریاضی یک ابزار تحقیق و یک زبان برای ارائهٔ نظریه‌های اقتصادی به شمار می‌آید.

برای بیان اهمیت نقش ریاضیات در اقتصاد، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

کاربرد ریاضیات محض در نظریه‌های اقتصادی

در این ارتباط، کافی است به این مطلب اشاره شود که بیشتر اقتصاددانان مهم و برجستهٔ صد سال گذشته، ریاضی دان بوده‌اند. آلفرد مارشال، ویلیام استانی جونز، نات ویکسل و جان مینارد کینز از جملهٔ این اقتصاددانان هستند. در حالی که اقتصاددانان دیگری نیز وجود دارند که علم اقتصاد را در تحلیل‌های خود با منطق آمیخته‌اند. از جمله می‌توان به ژان استوارت میل و ری هارود اشاره کرد. در رابطه با این که چرا زبان ریاضی بر زبان معمول در اقتصاد می‌تواند مزیت داشته باشد، باید به دلایل زیر اشاره نمود:

الف. اصطلاحات و عبارات ریاضی دقیق بوده و کمتر گمراه کننده اند

در زبان معمول (نوشتاری)، یک واژه ممکن است معانی و تفاسیر مختلفی داشته باشد که هر یک از این تفاسیر مختصر تفاوتی نیز با دیگری داشته باشد، اما نه آن تفاوتی که بتواند در یک مبحث معین، معنی دقیق کلمه را مشخص نماید. بنابراین علاوه بر ابهامی که در معانی واژه‌ها وجود دارد، باید گفت که هر واژه اغلب اوقات حتی هنگامی که به صورت تخصصی از آن استفاده می‌شود خالی از بار ارزشی نیست. برای مثال کاربرد واژهٔ تعادل در اقتصاد را در نظر بگیرید. این نکته که اقتصاد در حالت تعادل قرار دار، برای بیشتر مردم این مفهوم را خواهد داشت که اقتصاد در یک شرایط مطلوب قرار دارد. منظور از شرایط مطلوب در حقیقت از نظر کارایی اقتصادی و غیره‌است. در مقابل، «عدم تعادل»، نشان دهندهٔ وضعیت نا مطلوب است، در حالی که در عمل چنین نیست. همان طوری که کینز اشاره کرده‌است، این امکان وجود دارد که ابهام کاربرد کلمهٔ «تعادل» در اقتصاد به خاطر این است که این کلمه در سطح وسیع، به صورت ناصحیح به کار برده شده‌است. به عنوان مثال در رابطه با بازارها، این کلمه ممکن است بیانگر یکی از وقوع زیر باشد:

۱. طرح‌ها، برنامه‌ها و اهداف خریداران و فروشندگان هر دو به وقوع بپیوندند.

۲. نیازی به این نیست که برنامه‌ها و اهداف خریداران و فروشندگان تجدید نظر شود.

۳. هیچ نیرویی وجود ندارد که باعث شود قیمت و مقادیر مبادله شده را تغییر دهد.

۴. قیمت‌ها و مقادیر مبادله در طول زمان ثابت هستند.

در حالی که باید گفت معنی تعادل در هر یک از حالات فوق به هیچ وجه بیانگر وضعیت تعادل در حالات دیگر نیست. در زبان ریاضیات، وضعیت تعادل را می‌توان توسط یک معادله‌ای که رابطهٔ دقیق بین مجموعه‌ای از متغیر‌ها را نشان می‌دهد، بیان نمود و این چنین معادله‌ای دیگر دارای ابهام نبوده و از هر گونه بار ارزشی نیز مصون است.

ب. زبان ریاضی درک و بیان مباحث پیچیده را آسان می‌سازد

در دنیای واقعی، معمولاً هر متغیر اقتصادی در ارتباط یک طرفه و یا دو طرفه با یک یا چند متغیر دیگر است. برای مثال سطح قیمت‌ها، در نظریه‌های اقتصاد کلان تحت تاثیر متغیرهایی مانند مخارج دولت، حجم پول، نرخ ارز و… قرار دارد. بدیهی است تجزیه و تحلیل این روابط، به زبان توصیفی و هم چنین ترسیمی با محدودیت‌های زیادی روبرو است. معادلات و الگوهای ریاضی، این امکان را فراهم می‌کند تا نظریه پرداز و یا محقق اقتصاد، روابط بین متغیرها را به نحو ساده و در عین حال دقیق تر بیان نموده و یا مطالعه نماید.

ج. بسیاری از متغیرهای اقتصاد ماهیت کمی دارند

بخش قابل توجهی از متغیرهای اقتصادی، ماهیت کمی دارند. برای مثال متغیرهایی مانند سود، درآمد، هزینهٔ کل، هزینهٔ متوسط و… در اقتصاد خرد و یا متغیرهایی مانند درآمد ملی، صادرات، واردات، نرخ تورم در اقتصاد کلان، کمی و قابل اندازه گیری هستند. به همین دلیل، ماهیت کمی این متغیرها، محاسبه و تعیین آن‌ها را ایجاب می‌کند.

د. یک انسان اقتصادی یک ریاضی دان است

بیشتر نظریه‌های اقتصادی بر این فرض بنا شده‌اند که افراد و کارگزاران اقتصادی به طور «عقلایی» رفتار می‌کنند. انتخاب یک عمل توسط یک فردی که عقلایی رفتار می‌کند، در حقیقت یک تمرین منطق عملی است. هنگامی که این انتخاب با کمیات و ارقام سر و کار داشته باشد، در این صورت می‌توان گفت که این رفتار عقلایی در حقیقت یک تمرین ریاضی است. برای مثال، یک مصرف کننده که به صورت عقلایی رفتار می‌کند؛ به دنبال حداکثر نمودن رضایت خاطر خود با توجه به درآمد معین و قیمت کالاها است. به طوری که او می‌کوشد تا مقادیری از کالاها را خریداری کند که با توجه به درآمد معین و قیمت‌های داده شده، بیشترین مطلوبیت را به دست آورد. بنابراین به علت این که منظور از رفتار یک فرد اقتصادی در حقیقت رفتار فردی است که هم ریاضی دان بوده و هم آشنایی کامل به علم منطق داشته باشد، در این صورت جای تعجب و شگفتی نیست که بیشتر قوانین اقتصادی که بر پایهٔ فرض «عقلایی» بنا شده‌اند، اغلب از تفکرات کسانی که در منطق و در ریاضیات تعلیم دیده‌اند، سرچشمه گرفته‌است.

کاربرد ریاضیات عملی در تصمیم گیری‌های اقتصادی

روش ریاضیات عملی، اغلب به عنوان روشی به منظور تحلیل روابط بین مقادیر متغیرها و ارزش‌های عددی آن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. بیشتر مفاهیم و متغیرهایی که مورد توجه اقتصاددانان است از جمله قیمت، تولید، اشتغال، درآمد، موازنهٔ تجاری و… را می‌توان با اعداد اندازه گیری نمود. به همین خاطر است اقتصاددانانی که به مطالعهٔ روابط بین مقادیر اقتصادی می‌پردازند از ریاضیات عملی استفاده می‌کنند.

یکی از مزایایی که در رابطه با مطالعهٔ روابطی که بر اساس مقادیر کمی نوشته شده‌اند وجود دارد، این است که به هنگامی که رابطهٔ دقیق بین مقادیر مشخص شد، در این صورت می‌توان با فرض این که این رابطه در طول زمان ثابت بماند، وضعیت آیندهٔ اقتصاد را نیز پیش بینی نمود. بر اساس همین پیش بینی است که می‌توان اهداف اقتصادی در آینده را مورد توجه قرار داده و سپس با ترکیب سیاست‌های مختلف، به این اهداف نائل آمد.

برای مثال اگر سیاست اقتصادی و یکی از اهداف اقتصادی این باشد که اشتغال کامل و ثبات در موازنهٔ تجاری هماهنگ با هم وجود داشته باشد، در این صورت رسیدن به این هدف میسر نخواهد بود، مگر آن که اطلاعی از روابط بین متغیرهای مهم اقتصادی با یکدیگر در اختیار داشته باشیم. به عبارت دیگر می‌بایستی روابط دقیق واردات و صادرات را داشته و علاوه بر آن لازم است سطح درآمدی که در آن اشتغال کامل به وجود می‌آید، را نیز برآورد کرد. از ترکیب این اطلاعات است که قادر خواهیم بود تا چگونگی رسیدن به هدف فوق را بررسی نماییم. در این مورد به خصوص، اگر فرض کنیم که واردات به طور مستقیم تابعی از درآمد ملی بوده و صادرات متغیری مستقل است، در این صورت می‌توان موازنهٔ تجاری را به صورت روابط زیر بیان نمود: واردات: (Z=f(y صادرات: X=Xavg موازنهٔ تجاری: (X-Z=Xavg-f(y حال اگر فرض کنیم که موازنهٔ تجاری با کسری روبرو باشد و اقتصاد نیز در حالت رکود و با بیکاری مواجه باشد، در این صورت می‌توان به این نتیجه رسید که چنان چه بخواهیم به اشتغال کامل برسیم، لازم است تولید ناخالص ملی را افزایش داد تا به تدریج بتوان به هدف اشتغال کامل رسید. اما با افزایش تولید ناخالص ملی از طرف دیگر مشاهده می‌شود که وضعیت تراز تجاری، با فرض ثابت بودن صادرات؛ بدتر خواهد شد. بنابراین مشاهده می‌شود که رسیدن به اشتغال کامل ممکن است تحت شرایط فوق، عدم تعادل در تراز تجاری را تشدید نماید و این جاست که هماهنگی سیاست‌های مختلف با توجه به پیش بینی متغیرهای مهم برای رسیدن به اهداف اقتصادی با اهمیت است. از این مثال می‌توان نتیجه گرفت که با به کارگیری ریاضیات، به خوبی می‌توان مسائل اقتصادی را مورد تحلیل قرار داد.

کاربرد ریاضیات در تحلیل آمارهای اقتصادی

استفاده از ریاضیات مقدماتی می‌تواند به صورت قابل توجهی برای خلاصه کردن و تفسیرهای آماری، اقتصادی و اجتماعی سودمند باشد. ریاضیات پیشرفته نیز در نظریه‌های اقتصادسنجی که هدف آن‌ها تخمین روابط بین متغیرهای مهم اقتصادی است، کاربرد زیادی دارد. برای مثال بیشتر نتایج سرشماری و بررسی‌های آماری در ارتباط با تولید، توزیع و مصرف در اقتصاد که در حقیقت وضعیت اقتصادی، مالی و اجتماعی کشور را توجیه می‌نماید، را می‌توان با استفاده از مفاهیم سادهٔ ریاضی، تجزیه و تحلیل نمود. به عبارت دیگر، انجام محاسباتی از قبیل درصد گیری، میانگین و واریانس و آشنایی با ریاضیات مقدماتی می‌تواند در تحلیل آمارها مفید باشد.

اقتصاد ریاضی در مقایسه با اقتصاد سنجی

همان طور که پیشتر اشاره شد، اقتصاد ریاضی یک زبان و یک ابزار برای بیان روابط دقیق بین متغیرهای اقتصادی است. به عبارت دیگر، اقتصاد ریاضی ابزاری است که به وسیلهٔ آن می‌توان یک نظریهٔ اقتصادی را در قالب روابط ریاضی بیان نمود. اما باید توجه داشت که روابط بین متغیرها در اقتصاد ریاضی، یک رابطهٔ دقیق است. در یک رابطهٔ اقتصاد ریاضی، نوع روابط وعلامت مورد انتظار پارامترها تعیین می‌شود. اما برآورد مقدار عددی پارامترها در حوزهٔ مباحث اقتصادسنجی قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر در رابطه با کاربرد ریاضیات در تحلیل آمارهای اقتصادی باید گفت که از کاربرد مفاهیم ریاضی با توجه به نظریه‌های اقتصادی می‌توان بر اساس ارقام دوره‌های گذشته، روابط بین متغیرهای اقتصادی را برآورد نمود. بنابراین مدل‌های اقتصادسنجی، بر اساس مدل‌های ریاضی شکل می‌گیرند که مبنای آن‌ها نظریه‌های اقتصادی هستند.


برچسب‌ها: اقتصاد ریاضی, اقتصادی

ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391

اقتصاد مهندسی از شاخه‌های علم اقتصاد است و از روشهای تحلیلی که در برآورد هزینه و تعیین ارزش سیستم‌ها، فرآورده‌ها و خدمات به کار می‌روند، گفتگو می‌کند.

موفقیت در حل مسائل مهندسی غالبا به توانایی و بررسی هر دو عامل اقتصادی و فنی وابسته‌است. مهندسان باید مسئولیت تفسیر اقتصادی کار خود را خود بر عهده گیرند. برای بر قرار کردن ارتباط بین جنبه‌های فنی و اقتصادی کارهای مهندسی، تسلط یافتن مهندسان بر مفاهیم بنیانی تحلیل‌های اقتصادی لازم است.

اقتصاد مهندسی، مجموعه تکنیک هایی است که فرآیند مقایسه بین گزینه‌های قابل انتخاب را بر پایهٔ اصولی اقتصادی، ساده سازی می کند. اقتصاد مهندسی در واقع ابزاری برای انتخاب بهترین یا به عبارتی مقرون به صرفه‌ترین گزینه از میان گزینه‌های پیش روی مهندسین است. به عبارت دیگر، اقتصاد مهندسی، ابزار اصلی تصمیم گیری مهندسین در پروژه هاست. مباحث علمی و فنّی مطرح شده در طول دوره‌های تحصیلیِ رشته‌های مهندسی، گزینه‌های مختلفی را برای انجام امورِ محوّل شده به مهندسین، پیش روی آنها گذارده که همگی به لحاظ فنّی و مهندسی قابل اجرا هستند. امّا، این اقتصاد مهندسی است که مشخص می کند از میان گزینه‌های مختلفِ قابل اجرا از لحاظ فنّی، کدامیک به لحاظ اقتصادی توجیه پذیر بوده و کدامیک فاقد توجیه اقتصادی است. به بیان دیگر، اگر قابلیت فنّی اجرای گزینه‌ها و پروژه‌های مهندسی، شرط لازم انجام آنهاست، قابلیت مالی یا همان «توجیه اقتصادیِ» آنها نیز شرط کافی در اجرای آنها خواهد بود. اقتصاد مهندسی به طور مشخص، به مقولهٔ دوم که همان بررسی توجیه پذیری اقتصادیِ گزینه‌های پیش روی مهندسین است، می پردازد.


نیاز به اقتصاد مهندسی از زمانی احساس شد که مهندسین به تجزیه و تحلیل اقتصادیِ تصمیمات مربوط به پروژه‌های مهندسی روی آوردند. اقتصاد مهندسی در حقیقت، قلب تپندهٔ فرآیند تصمیم گیری است. تصمیمات مورد بحث در اقتصاد مهندسی، دربردارندهٔ عناصری اساسی از قبیل جریان‌های نقدی پول، زمان و نرخ‌های بهره هستند. در نهایت، اقتصاد مهندسی کمک می کند تا با استفاده از روش‌های منطقی و ریاضیاتی، تصمیم گیری‌های بهتر و اقتصادی تری صورت گیرد.


در تعریف اینکه اقتصاد مهندسی چه چیزی است، مفید خواهد بود که بدانیم اقتصاد مهندسی چه چیزی نیست. اقتصاد مهندسی، فرآیند یا روشی برای تعیین اینکه چه گزینه هایی برای انتخاب وجود دارند، نمی باشد. بلکه برعکس، رسالت اقتصاد مهندسی، دقیقاً بعد از مرحلة شناساییِ گزینه‌های قابلِ انتخاب، شروع می شود. اگر بهترین گزینه واقعاً گزینه ای باشد که مهندس، آن را به عنوان یک گزینهٔ قابلِ انتخاب، شناسایی نکرده باشد، در این صورت بدیهی است که استفاده از تمام ابزارهای تحلیلیِ اقتصاد مهندسی، به انتخاب آن گزینه منجر نخواهد شد.


گزینه‌های قابلِ انتخاب در امور مهندسی، معمولاً دربردارندهٔ مواردی از قبیل هزینهٔ خرید(هزینهٔ اولیه)، عمر مفیدِ پیش بینی شده، هزینه‌های سالانة نگهداری دارایی ها(هزینه‌های عملیاتی و نگهداری دارایی ها)، ارزش فروش مجددِ پیش بینی شده(ارزش اسقاطی)، و نرخ بهره می باشد. بعد از جمع آوری آمار، ارقام و برآوردهای مربوطه، تحلیل اقتصاد مهندسی می تواند راهنمای تعیین بهترین گزینه از دیدگاه علم اقتصاد باشد.


برچسب‌ها: اقتصاد مهندسی, اقتصاد

ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391


شاید بخواهید بدانید که قیمت یک سهم در بازار چگونه تعیین می‌شود.
در ابتدا ذکر این نکته لازم به نظر می‌رسد که هر سهمی معمولاً دارای دو نوع قیمت یا ارزش است که به ترتیب از آن‌ها به عنوان ارزش اسمی و ارزش تجاری نام می‌بریم.

ارزش اسمی

ارزش اسمی سهام همان است که در روز تشکیل شرکت پرداخت و یا تعهد شده و سرمایه شرکت در مجموع قیمت اسمی سهام را تشکیل می‌دهد به عنوان مثال: شرکتی را در نظر بگیرید که سرمایه آن دو میلیون ریال و به هزار سهم دو هزار ریالی تقسیم شده است. پس ارزش اسمی هر سهم این شرکت دو هزار ریال است.

ارزش تجارتی

قیمت تجارتی یا حقیقی هر سهم بسته به فعالیتی است که شرکت داشته و منافعی است که سالانه دارد.

البته شرکتی که در سال به میزان ۸۰ درصد سرمایه خود منفعت داشته باشد با شرکتی که ده درصد سود بدهد قطعا تفاوت دارد و سهام آن به همین نسبت طالب بیشتری دارد و به این جهت در بازار گران‌تر به فروش می‌رسد.

قیمتی که هر سهم در بازار و بورس‌ها به فروش می‌رسد با قیمت اسمی سهام فرق دارد و قیمت بازار یا ارزش تجارتی نامیده می‌شود. ممکن است ارزش تجارتی از ارزش اسمی کمتر یا بیشتر باشد. مثلاً شرکتی که فعالیتی نداشته بلکه در اثر زیان‌های وارده قسمتی از سرمایه آن از بین رفته است، در بازار به ارش اسمی خریدار ندارد و ناچار به قیمت کمتری فروش می‌رود.[بورس اوراق بهادار تهران]

گاهی ارزش اسمی و تجارتی با یکدیگر فرقی ندارند. در این صورت گفته می‌شود که ارزش اسمی سهام با ارزش تجارتی منطبق است.

تعیین قیمت سهام یک شرکت معمولا تابع عوامل مختلفی است که مهمترین آن سودآوری شرکت، انتظار سودآوری آتی شرکت و شرایط کلان اقتصادی کشور است.

در واقع بودجه شرکت و پیش‌بینی سود هر سهم‌ مهمترین عامل تاثیرگذار بر قیمت سهم است. تغییرات قیمت سهام در سال‌های گذشته و میزان تولید و فروش یکسان‌، وضعیت خاص صنعت‌، سیاست تقسیم سود سهام، طرح‌های توسعه و افزایش سرمایه‌، ترکیب دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌، اعتبار و سابقه شرکت‌، بدهی‌های احتمالی‌، اطلاعات درونی شرکت و شایعات‌، نسبت قیمت به درآمد هر سهم (P/E)، عرضه و تقاضای سهام‌ و بالاخره مدیریت شرکت‌ همه از جمله مواردی است که به نوعی بر بالا و پایین رفتن قیمت سهام یک شرکت تاثیر‌گذارند.


ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391

 بخش مالی اقتصادی هر کشور تامین‌کننده منابع مالی و فعالیتهای حقیقی اقتصادی محسوب می‌شود که به دو بخش تقسیم می‌گردد

بازار پولی که عمدتا توسط نظام بانکی یک کشور اداره می‌شود که مهمترین کارکرد آن تامین اعتبارات کوتاه مدت است و  بازار سرمایه که کارکرد اصلی آن تامین مالی بلند مدت مورد نیاز در فعالیت‌های تولیدی و خدماتی مولد می‌باشد.

 

بورس (Bourse) کلمه‌ای فرانسوی است که معنای آن در زبان فرانسه کیف پول می‌باشد.

 

بورس، نهاد سازمان یافته‌ای است که از جمله نهادهای عمده و اساسی در بازار سرمایه محسوب می‌شود و در کنار سایر موسسات و سازمانها، وظایف چندگانه‌ای را برعهده دارد.

 

کارکردهای اساسی بورس مدیریت انتقال ریسک و توزیع آن، شفافیت اطلاعات، کشف قیمت، ایجاد بازار رقابتی و همچنین یکی از کارکردهای مهم آن جمع آوری سرمایه‌ها و پس اندازهای کوچک برای تامین سرمایه مورد نیاز فعالیتهای اقتصادی است.

 

نان داغ، سهام داغ / سایت اطلاع‌رسانی بورس

تاریخچه تاسیس اولین بورس به اواخر قرن چهارده و اوایل قرن پانزده در کشور هلند بر می‌گردد. اما بورس به صورت مدون از دو قرن پیش شروع به فعالیت کرده است در حال حاضر با پیشرفت تکنولوژی و استفاده از ابزارهای الکترونیکی بیشتر معاملات در بورس از طریق رایانه صورت می‌گیرد.

 

بورس زیر نظر نهاد واحد نظارتی که معمولا سیاست‌های آن توسط بالاترین مراجع ذیربط دولتی در هر کشور اعمال می‌گردد که با حضور و مشارکت فعال بخش خصوصی ایجاد می‌شود و اتاق پایاپای که تضمین و تسویه قراردادها را بر عهده دارد از جمله مهم‌ترین بخش‌های آن محسوب می‌شود. فعالیت می‌کند. علاوه برآن واحد نظارت داخلی (در داخل بورس) هیات بازرسین و داوری ارکان اصلی ساختار بورس را تشکیل می‌دهند.

 

 

 

بورس کالا چیست؟

 

بورس کالا (Commodity Exchange) یک بازار متشکل و سازمان یافته‌ای است که بطور منظم کالای معینی با ساز و کاری خاص مورد معامله قرار می‌گیرند.

 

امروزه طبقه‌بندی‌های متعددی برای یک بورس کالایی وجود دارد. اما گسترش بازارهای بخش مالی و حقیقی اقتصاد سبب شده چندین نوع از بررسیها در قالب یک تشکل متمرکز قرار داشته باشند.

 

عموما بورس‌های کالایی را در مقابل بورس‌های اوراق بهادار تعریف می‌کنند. به عبارتی هر آن چیزی که در زمینه، فلزات و مواد معدنی (کانی ها)، انرژی و محصولات کشاورزی مورد مبادله قرار می‌گیرد در زمره بورس کالایی می‌گنجد.

 

مهمترین مامویت بورس کالایی بر اساس گزارشات آنکتاد کمک به ساماندهی و اصلاح ساختار بازار محصولات بخش کشاورزی از طریق شفافیت اطلاعات، کشف قیمت، توزیع ریسک و سیالیت در معاملات و همچنین تامین منابع مالی مورد نیاز فعالان بخش کشاورزی از طریق توسعه بازار سرمایه است که اولی در کشورهای درحال توسعه و دومی در کشورهای پیشرفته و صنعتی ملاک عمل قرار می‌گیرد.

 

بازار بورس چیست؟

 

بازار بورس مکانی است که درآن سهام شرکتهای گوناگون تولیدی خدماتی و سرمایه گذاری داد و ستد می شود. مردم به بازاربورس بازارسهام هم می گویند. اما نام رسمی و قانونی آن "بورس اوراق بهادار" می باشد که منظوراز اوراق بهادار همان برگه‌های سهام شرکتهاست. به مکانی که در آن عمل داد و ستد انجام می گیرد "تالار معاملات بورس" گفته می‌شود.

 

بازاربورس چه منافعی برای جامعه دارد ؟

 

کنترل نقدینگی درجامعه. بازار بورس یک فرصت سرمایه گذاری مطلوب برای سرمایه گذاران با سرمایه‌های اندک ایجاد می‌کند و زمینه توزیع عادلانه ثروت را مهیا می‌کند.

 

مزیت های کلان بازار بورس برای جامعه:

 

رشد تولید نا خالص ملی و مهار تورم

استفاده از پس اندازهای خرد وکوچک مردم

هدایت سرمایه های سرگردان

کمک به رشد صنعتی شدن کشور

وظیفه کارگزاریها چیست؟

 

از دیگرسوالات و پرسشهایی که مردم معمولی جامعه از فعالان بازارمی پرسند این است که چرا باید به کارگزاریها مراجعه کنیم؟

آیا میتوانیم خودمان مستقیما به تالاربورس برویم و سهام خریداری کنیم؟

 

 

 

کارگزاریها وکیل و نماینده تام الاختیار برای خرید و فروش سهام هستند و بدون واسطه آنها هیچ کس نمی تواند در تالار بورس خرید و فروش کند.

 

حضورمردم در تالار بورس الزامی نیست بلکه آنها جهت مشاهده تابلوی قیمت‌های تالار بورس و مشورت کردن با سایر سهامداران و دلگرمی دادن به یکدیگر در هنگام افت قیمت‌ها در تالار معاملات بورس حضورمی یابند.

 

اما حضوردر دفتر کارگزاری الزامی است و  باید شخصا با به همراه داشتن شناسنامه و یک برگه فتوکپی شناسنامه و کارت ملی جهت خرید سهام شرکت دلخواه خود به کارگزاری مورد نظرمراجعه نموده و فرم مخصوص دستورخرید سهام را تکمیل نمود تا کد عملیاتی صادر شود و درمراجعات بعدی با ارایه کد کارهایمان سریع ترانجام شود.

 

سهم چیست؟

 

هرشرکت سهامی به قسمت‌هایی مساوی تقسیم می‌شود که به هر یک از این قسمت‌ها یک سهم گفته می‌شود و معمولا قیمت اسمی سهم در ایران ۱۰۰۰ ریال است. اگربخواهیم سهام را براساس حقوق دارنده سهم طبقه بندی کنیم دو نوع سهم داریم:

 

سهام عادی

سهام ممتاز

سهامداران عادی که در واقع مالکان اصلی شرکت هستند دارای حقوق و مزایایی می‌باشند که عبارتند از:

 

حق دریافت سود سهام(EPS)

حق رای دادن درمجامع عمومی عادی و فوق العاده

حق تقدم درخرید سهام جد ید

حق باقیمانده دارایی پس ازانحلال شرکت

حق اطلاع ازفعالیت های شرکت

دارندگان سهام ممتازعلاوه برمزایای فوق الذکر در هنگام انحلال شرکت نسبت به دارندگان سهام عادی در دریافت ارزش اسمی سهام خود اولویت دارند.

 

چه سهمی بخریم؟

 

باید سهام مورد نظر را پس از مشورت با افراد مورد اعتماد و با مطالعه و تحلیل انتخاب کرد. سرمایه گذاران در بازار سهام علاقمندند به یکی از سه شکل زیر سرمایه گذاری کنند:

 

سرمایه گذاری کوتاه مدت یعنی سهام خاصی را می خرند و پس از ۳ الی ۴ ماه می فروشند.

سرمایه گذاری میان مدت که سهام خود را به مدت یکسال نگه می دارند و بعد تصمیم می گیرند که کدام را بفروشند و کدام را نگه دارند.

سرمایه گذاران بلند مدت که بیش ازیکسال سهام خود را نگه می دارند.

البته گروهی هم هستند که هرهفته سهام قبلی را می‌فروشند وسهام جدیدی می‌خرند که اصطلاحا به نوسان گیر مشهورند.

 

بازار سرمایه یکی از ارکان مهم اقتصاد در جامعه است که از آن به عنوان دماسنج اقتصاد یاد می‌شود. شما تا به حال تا چه حد با این بازار آشنایی داشتید؟ آیا در این بازار سرمایه گذاری کرده‌اید؟

 

ما برای اینکه شما را بیشتر با این بازار آشنا کنیم شماری از اصطلاحات رایج و واژه‌های مصطلح در بورس را برای شما گردآوری کرده‌ایم:


برچسب‌ها: بورس چیست

ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : سه شنبه پانزدهم فروردین 1391

 

gap 
فاصله، منظور فاصله اي در چارت است که بدليل تفاوت در بالاترين قيمت و پايينترين قيمت دو کندل متوالي ايجاد مي شودGDP 
توليد ناخالص داخليGFD 
نوعي محدوديت براي اجراي دستورهاي از پيش تعيين شده به بروکر است به معناي معتبر تا پايان روز کاري که دستور داده شده استgreen back 
اصطلاحي براي دلار آمريکاGTC 
مانند GFDاما به معناي معتبر تا اطلاع ثانوي

 

H

 

hedging 
انجام معامله به منظور محافظت از خطر زيان در معامله اي ديگرhigh 
بالاترين قيمت در يک بازه زماني تعيين شده

 

I

 

illiquidity 
رکود، کمبود نقدينگيindex 
شاخصindicator 
نشانگر، انديکاتورinflation 
تورمinstitutional account 
حساب موسساتيinitial margin 
سپرده احتياطي موردنياز براي ورود به يک وضعيت معاملاتي است که براي ضمانت اجرايي مي بايست موجود باشدinterbank market 
بازاري که از تبادل ارزها مابين بانک ها ايجاد مي شودinterbank rate 
نرخ مبادله ارزدر بازار بين بانکيinterest rate 
نرخ بهره introducer broker - IB
شخصيت حقيقي يا حقوقي که واسطه بين کارگزارو مشتري مي شودISM 
شاخص مديريت عرضه محصولات کارخانه اي

 

J

 

jobber 
دلال يا کارگزار بورسjobless claim 
به معني مدعي بيمه بيکاري است که بصورت شاخص بيان مي شود و به افرادي اشاره مي شود که بيکار هستند و دولت بايد به آنها بيمه بيکاري پرداخت نمايد

 

L

 

lagging indicators 
نشانگر(انديکاتور)هاي پيرو، فاقد قدرت پيش بيني که از تغييرات گذشته تبعيت مي کنندleading indicators 
نشانگر(انديکاتور)هاي پيشرو، در ذاتشان پيش بيني هستleverage 
اعتباري که از سوي بروکر داده مي شود و اين امکان را به معامله گر مي دهد تا با سرمايه کمتر از حد يک قرارداد(lot)هم بتواندمعامله نمايدlimit orders 
دستور خريدي پايينتر از قيمت فعلي بازار ويا فروش در بالاي قيمت جاريliquidity 
نقدينگيlong position 
به حالتي گفته مي شود که با خريد جريان معامله آغاز مي شودlot 
قرارداد، براي معامله در بورس بايد مقدار حداقل و استانداردي از تعداد واحدهاي مورد معامله مورد مبادله قرار گيرد که به اين مقدار استاندارد يک لات گفته مي شودمثلا يک لات دلار برابر 100.000 دلار استlow 
پايينترين قيمت در يک زماني مشخص

M 

 

major currencies     
به زوج ارزهايي گفته مي شودکه دريک طرف آن دلار آمريکا قراردارد.اين زوج ها 85 درصد معاملات را شامل مي شوند:EUR/USD    ، USD/JPY ، GBP/USD، USD/CHF، USD/CAD، AUD/USDوNZD/USD
manufacturing product 
محصولات کارخانه ايmargin 
حاشيه امنيت، سپرده اوليه که توسط مشتري نزد کارگزار نگهداري مي شود، پس از دريافت اعتبار پيشنهادي کارگزار و انتخابي مشتري، مارجين ناميده مي شودmargin call
هر کارگزاري حد مشخصي از مارجين را معين مي نمايد که در صورت کاهش حساب مشتري از آن مبلغ، کليه پوزيشن هاي باز مشتري بسته خواهد شد و درخواستي براي شارژ مجدد حساب به مشتري ارسال خواهد شد.market maker 
کارگزاري که عرضه کننده قيمت هاست و خود نيزآمادگي خريد و فروش در برابر مشتريان در نرخ ارزهاي موجود را دارا مي باشد و سفارش معامله از پيش تعيين شده را نيز انجام مي دهدmarket order 
دستور 
انجام معامله
market regulation 
مقررات و قوانين حاکم بر بازارmarket trend 
روند حرکت قيمت ها در بازارmarket view 
پيش بيني روند حرکتي بازارmaturity 
تاريخ تسويه حسابmini account 
حساب مينيmonetary 
پولي، ماليmortgage 
رهن، گرو-مربوط به نرخ تسهلات وام هاي اعطايي بانک هاMPC 
کميته سياستگذاري پولي انگلستان

 

N

 

narrow 
حرکت آهسته و کم حجم نرخNFA 
موسسه اي مستقل و خود محور که به وضع مقررات و آيين نامه براي بازارهاي آتي ها مي پردازدnon durable goods 
کالاهاي کم دوامnon farm payroll 
تعداد حقوق بگيران آمريکايي د رهمه بخش ها به جز :کارکنان دولت مرکزي-کارکنان خانه هاي شخصي-کارکنان موسسه هاي خيريه-کارکنان بخش کشاورزي

 

O

 

offer

 
نرخ پيشنهاديoffset 
جبران کردن، اصطلاحا به معامله اي جبراني خلاف جهت معامله اصلي براي پوشش ريسک گفته مي شودo.c.o - one order cancel other
يک دستور معاملاتي مشروط که شامل دو قسمت است.در صورتي که هريک از دو قسم محقق شود، دستور مربوط به قسمت ديگر بصورت خودکار لغو مي شودopen position 
هرمعامله اي که هنوز با پرداخت فيزيکي تسويه نشده باشدويا با يک معامله معکوس ديگر که همان تاريخ اعتبار را دارد، مسدود نشده باشدotc - over the counter
معاملات در بازارهاي مالي از جهت محل انجام بدو دسته تقسيم مي شوند:داخل بورس و خارج از بورس.معاملات خارج از بورس ياOTC به سبب کمتر بودن شرايط نظارتي داراي خصوصيات منعطف تر و ريسک بيشتر هستندovernight trading 
معاملات شبانه، خريد و فروشي که مابين 9 شب و 8 صبح صورت گيرد.

 

P

 

pace 
جهش قيمت و حرکت آن در نمودارpeak 
بالاترين نرخ در نوسانperformance 
عملکرد، کارنامه معاملاتpip 
عبارتي که در بازار ارز براي انجام کوچکترين حرکت در نرخ هاي معاملاتي بکار مي رود.political risk 
عدم اطمينان از بازگشت سرمايه به دليل احتمال اتخاذ تصميمات سياسي که بازگشت سود سرمايه را با خطر مواجه سازدpremium 
دريافت کارمزد اضافه بدليل حجم بالاي سفارش مشتريprice 
قيمتprice transparency 
شفافيت قيمت، شرايطي که هم فروشنده و هم خريدار از قيمت بازار آگاهي دارندproducer 
توليد کنندهproperty 
مال ودارايي

 

R

 

rate 
نرخresistance
سطحي از قيمت که انتظار مي رود در آن نقطه قيمت سقوط کندretail sale
خرده فروشيrisk capital 
مقداري از پول که فرد مي تواند براي سرمايه گذاري از آن استفاده کند و در صورت ضرر تاثير جدي بر زندگي عادي وي نداشته باشدrollover 
زماني که يک پوزيشن بيش از يک روز کاري باز باشد براساس تفاوت نرخ بهره دو ارزي که با هم در حال مبادله هستند هزينه يا درآمدي به مشتري وارد مي شود که به آن هزينه نگه داري شبانه گفته مي شودrumor 
شايعه

S 

 

salary     
دستمزد، حقوقsell     
فروختنsentiment     
احساسsettlement
تسويه يا تبديل فيزيکي ارزها به يکديگرshort
فروختن يک ارز يا سهام بدون مالکيت آن ونگاه داشتن وضعيت فروش با انتظار کاهش قيمت و سپس خريد آنsideways market
بازاري که قيمت ها در محدوده اي باريک در حال نوسان هستندskeptical
حس شک وترديد در هنگام معاملهslippage
تغيير قيمت از زمان صدور فرمان معامله از سوي مشتري تا زمان اجراي آن توسط بروکرspeculator
سفته باز، معامله گري که براي ارزش ذاتي کالا اقدام به معامله نمي کند و صرفا براي سود جستن از نوسانات قيمت اقدام به خريد و فروش مي نمايدspot
معامله لحظه اي که قبض و اقباض در لحظه انجام معامله صورت مي گيرد(گاها تا دوروز هم تسويه مي تواند به تاخير بيافتد)spread
تفاوت بين قيمت خريد وفروش، هر قدر ميزان اسپرد جفت ارزي کمتر باشد نشان از حجم بالاتر معاملات روي جفت ارز مذکور داردstock market
بازار سهام و اوراق بهادارstop loss order
دستور حد ضرر، که معامله گر مي تواند براي جلوگيري از ضرر بيشتر و خروج از بازار به کارگزار اعلام نمايدstrengthen
افزايش قيمت يک ارز در مقابل ارزي ديگرsupport
سطحي از قيمت که انتظار افزايش نرخ در آن وجود داردsupply 
عرضه کردنsurvey 
ارزيابي کردنswing market 
به بازاري گفته که قيمتها مرتبا در حال نوسان باشند

 

T

 

target 
حد سود، take profit، نرخ مورد نظر براي کسب سود و خروج از بازارtax 
مالياتtechnical analysis 
تحليل رفتار قيمت با استفاده از اطلاعات موجود در نمودار، روندهاي قيمتي و حجم معاملاتtomorrow to next 
معامله يک جفت ارز بدون بستن يا تسويه آن تا روز آتيtomorrow next roll
tomorrow to next
trade 
معامله کردنturn over 
گردش مالي، به حجم معاملات اشاره داردtwo way price 
نرخ هاي خريد و فروش براي يک جفت ارز

 

U

 

unemployment rate 
نرخ بيکاريus prime rate 
نرخي که بانک هاي آمريکا به شرکت هايي که مشتري اصلي آنها هستند عرضه مي کنندup trend 
روند صعوديus treasury bill 
اوراق قرضه کوتاه مدت (کمتر از يکسال) دولت آمريکا که اين اوراق بين 1ميليون تا 5 ميليون دلار بفروش مي رسندus treasury note 
اوراق قرضه ميان مدت(بين يک تا ده سال) دولت آمريکا که سود آن را شش ماه يکبار پرداخت مي کند

 

V

 

value date 
تاريخ تسويه يک معامله سلف يا لحظه اي(اسپات)variation margin 
مارجين اضافي، گاها برخي کارگزاران در شرايط پر نوسان درخواست مارجين بيشتري از مشتري مي نمايندversus 
دربرابر، در مقابل، براي مقايسه يک ارز در برابر ارزي ديگر بکار ميرودvolatility 
ميزان نوسان و تغيير قيمت در يک بازه زماني مشخصvolume 
مجموع حجم معاملات انجام شده در يک بازه زماني مشخص

 

W

 

wage 
دستمزد، حقوق

 

Y

 

yield 
بازده

 



ارسال توسط معین نصیری
 
تاريخ : سه شنبه پانزدهم فروردین 1391

 


account
حساب، به اصل حساب افتتاح شده در نزد بانک يا کارگزار گفته مي شودaggressor
مهاجم، خريدار معتقد به صعود قيمت هاanecdotal
شايعات وشنيده هاي غير رسميanticipation
پيش بينيappreciation
افزايش ارزش يک ارز در مقابل ارزي ديگرarbitrage
استفاده از تفاوت قيمت يک کالا در دو بازار مختلفask
نرخ خريد معامله گر و نرخ فروش کارگزارasset
دارايي، نقدي و غير نقدي

 

B 

 

balance
تراز حسابbarchart
نوعي نمودار براي نمايش نوسان قيمت در بازار هاي ماليbase currency
در هر جفت ارز، ارزي که ابتدا نوشته ميشودbasis
کوچکترين واحد تغييرات نرخ بهرهbear
خرس، نماد نزول قيمت bear market
بازار نزوليbid
نرخ فروش معامله گر و نرخ خريد کارگزارBOE
بانک مرکزي انگلستانbreak     even point
نقطه سربه سر، قيمتي از بازار که معامله گر در آن نقطه با احتساب هزينه هاي جانبي(نظير کارمزد کارگزار)در وضعيت خنثي (نه سود و نه ضرر)قرار گيردbroker
کارگزارbrokerage fee
کارمزدي که کارگزار بابت ارايه خدمات معاملاتي از معامله گر دريافت مي نمايدbudget     deficit
کسري بودجهbull
گاو نر، نماد افزايش قيمتbull  market
بازاري که قيمت هاي آن در حال صعود استbundes bank
بانک مرکزي آلمانbuy
خريدنbuy limit order
دستور خريدي بالقوه به کارگزار که با کاهش قيمت و رسيدن به قيمت مورد نظر بالفعل مي شودbuying the dips
خريد در قيمت کف بازار

 

C

 

cable
لفظي عاميانه براي GBP/USD
calendar
تقويمي که زمان اعلام شاخص هاي اقتصادي را نشان مي دهدcall rate 
نرخ بهره شبانه بين بانکيcandelstick chart 
نمودار نوسان قيمت موسوم به شمع ژاپنيcash market 
بازارخريد و فروش نقدي و فيزيکي ارزهاcapital 
سرمايهcentral bank 
بانک مرکزيCFD 
به معاملاتي گفته مي شود که ملکيت در آنها صدق نمي کند و شرکت در آن صرفا به منظور کسب سود ناشي از تفاوت قيمت ميباشدchart 
نمودار که در بازارهاي مالي براي ثبت نوسان قيمت بکار مي رودclient 
مشتريclose position 
خارج شدن از وضعيت معاملاتي در بازار، مسدود کردن معاملات در حال جريانcommodity 
کالاconsumer 
مصرف کنندهconvertible currency 
ارزي که مي تواند بدون کسب مجوز از بانک مرکزي انتشار دهنده آن با ارزهاي ديگر يا طلا مبادله شود.counter party 
طرف مقابل در يک معاملهcross rate 
نرخ مبادله ارزهاي فرعي(cross)cross pair 
به جفت ارزهايي گفته مي شود که دلار آمريکا شامل آنها نباشدcrude oil 
نفت خامcurrency 
ارزcurrency risk 
خطر ضرر وزيان ناشي از معاملات ارزهاcurrency swap 
به قراردادي اطلاق مي شودکه طي آن طرفين ملزم مي شوندارزهاي متفاوتي را دريک نرخ مبادله مشخص، ميزان معين و تاريخي معلوم مبادله نمايندcurrency option 
قرارداد اختيار معامله ارزه، که به خريدار اختيار اين امکان را مي دهد تا طي زماني معين وبا قيمت و مقداري مشخص و ثابت، در صورت تمايل اقدام به انجام معامله نمايدcurrency warrant 
قرارداد اختيار معامله ارز با سررسيدي بيش از يک سالcustomer 
مشتري

 

D

 

day trade 
معامله يا معاملاتي که در يک روز کاري شروع و در همان روز پايان مي يابدdealer 
شخصيتي حقيقي يا حقوقي که اقدام به خريد دارايي هاي مالي با حجم بالا مي نمايد و آنها را با حجم کمتر به معامله گران خرد با بهاي بشتر مي فروشدdecline 
کاهشdeflation 
رکودdemand 
تقاضاdemo account 
حساب مجازيdeposit 
سپرده که توسط مشتري نزد کارگزار نگه داري مي شودdepreciation 
کاهش، کاهش ارزش يک ارز در برابر ارزي ديگرdiscretionary account 
به حسابي گفته مي شودکه يک مدير سرمايه با وجوه آن براي صاحب حساب معامله انجام مي دهد و براي هر معامله احتياج به اجازه جداگانه اي از سوي صاحب حساب نداردdivergence 
واگراييdraft 
حواله، براتdraw down 
کاهش موجودي حساب در پي چند معامله ناموفق

 

E

 

ECB 
بانک مرکزي اتحاديه اروپاEMS 
سيستم پولي يکسان کشورهاي عضو اتحاديه اروپا EMU 
اتحاديه پولي اروپا شامل کشورهاي:آلمان، ايتالي، فرانسه، اسپاني، لوکزامبورگ، هلند، پرتغال، اتريش، فنلاند، ايرلندوبلژيکexchange rate 
نرخ مبادلاتي دو ارزexchange rate risk 
رجوع شود به currency risk
execution 
به معاملاتي اطلاق مي شود که در بازار باز شده اند و هنوز با يک حالت معاملاتي معکوس مسدود نشده اند

 

F 


fall     
سقوط، اشاره به نزول ارزش يک ارز در برابر ارزي ديگرfederal reserve     
بانک مرکزي ايالات متحده آمريکاfixed exchange rate    
نرخ رسمي و ثابتي که توسط بانک مرکزي يک کشوربراي تعيين ارزش پول ملي در مقابل ارزهاي ديگر تعيين مي گردد.هرچندکه اين نرخ ثابت معمولا در يک بازه کوچک و کنترل شده نوسان مختصري خواهد داشتflat 
اصطلاحا به زماني اطلاق مي شودکه نوسان هاي بازار جهت خاصي نداشته و فراز و فرود واضحي در بازار مشاهده نمي شود (ونيز به وضعيت معامله گري گفته مي شود که وضعيت معاملاتي نداشته باشد)floating exchange rate 
سيستم نرخ ارز شناور، سيستمي است که طي آن ارزش خارجي پول ملي در بازار و تحت نيروهاي عرضه و تقاضا تععين مي شودfluctuation
منظور نوسان وتغييرات نرخ استFOMC 
کميته مرکزي بازار باز آمريکا که به تصميم گيري در باره ميزان نرخ بهره (بعبارت بهتر سپرده احتياطي بانکها) مي پردازد (براي اطلاعات بيشتر درخصوص بازار باز و عمليات آن رجوع کنيد به:پول و بانکداري ونهادهاي مالي تاليف دکتر احمد مجتهد)foreign exchange - forex, fx
بازاري که از تبادل ارزهاي خارجي در مقابل هم پديد مي آيدforecast 
پيش بيني که به تغييرات نرخ هامي پردازد forward 
قرارداد سلف يا forward در بازار فارکس معامله اي است خارج از بورس که بر اساس آن يک ارز در مقابل ارزي ديگر با مقداري مشخص و با قيمتي معين در تاريخي معلوم در آينده مبادله مي شود برخلاف معاملات آتي ها قراردادهاي سلف به سبب ماهيت "خارج از بورس بودن" از انعطاف زيادي برخوردار هستندfront and back office 
دفاتر مديريت و پشتيباني در نهادهاي ماليfund 
سرمايه، ذخيرهfundamental analysis 
تحليل بنيادي که به بررسي تاثير عوامل سياسي، اقتصادي واجتماعي موثر بر بازار مي پردازدfutures market 
بازار معامله قرارداد آتي ه، يک قراداد آتي مانند قرارداد سلف است با اين تفاوت که فقط در بورس ها معامله مي شود و شريط استاندارد بر آن حاکم است(براي آگاهي بيشتر رجوع کنيد به :مشتقات و مديريت ريسک در بازارهاي نفت تاليف دکتر مسعود درخشان)

 




ارسال توسط معین نصیری